در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

نیم ساعت مونده تا چار صب و من یه جوری هوشیار و بیدارم که انگار یازده شبه. هندزفیریم تو گوشمه، همون که یه طرفش ضعیف شده و حالا من یه صدایی شبیه خش خش یا بعضی وقتا تپش قلب خودمو میشنوم از توش. الانم همچین حالتیه. یه صدای گوم گومه بم که با اهنگ فیلم بوی پیراهن یوسف قاطی شده. ترکیب غم باریه حقیقتن. یه جوری قفسه سینه آدمو سنگین میکنه. نه فقط این و الان، کلن. یه چند وقتیه این حس سنگینی قفسه سینه رو زیاد تجربه میکنم. این آهنگه خیلی غم ملو ولی عمیقی داره. من ولی حس میکنم دچار یه غم سنگین اما سطحیم. شایدم چون خیلی وقته به ته اعماقم رجوع نکردم همچین حالی دارم. ینی خیلی حال ندارم پیگیر اوضاع خودم باشم. روزمره برخورد دارم با احوالاتم. کش نمیدم. ینی دیگه تو شرایطی نیستم که به خاطر چیزی کش بیام. ول کنه ول میکنم. فرقی نداره چی باشه ها. هر چی. قاعدتن اینجوری باید باشه که یه آدم گیر نده و ول کن! و بیخیال باید آدم گل و بلبل و رستگاری باشه. من نیستم ولی. ینی ول کردن از من چیز بهتری نساخته. صرفن یه آدم ول کن بابا! یی شدم. همین. 

ینی میخام بگم پیش میاد آدم ول کنه یه چیو بعدن یه روزی یه وقتی یه جایی یادش بیاد و فک کنه حالا من چرا ول کردم؟ یا چی میشد ول نمیکردم مثلن؟ مث منکه اون روز داشتم فک میکردم پارسال شب یلدا چه همه چی فرق داشت برام. اگه ول نمیکردم چی میشد؟ خب البته شرایط، شرایطی نبود، نیس، که بشه به چیزی چسبید. ولی خب فکر و خیاله دیگه. آدم فک میکنه اگه فلان میکردم شاید بهمان میشد و این چیزا. که بازم البته من اگه به هر فلانی که شما فکرشو بکنی چنگ میزدم، بازم بهمان نمیشد. در کل میخام بدونی شرایط اینجوریه من به سمت ول کردن سوق داده میشم. در واقیت خیلی آدم ول نکنی هستم. ولی پیش میاد دیگه.  خاطره میماند و میگاید. مام مستثنا نیستیم. البته من که لیدی گاگا. اینا رو برا شما میگم که بعدن تو زندگیتون یه وقتی یادتون اومد یه سال پیش، دوسال پیش، ده سال پیش همچین روز و لحظه ای کجا بودین و چه حسی داشتین و نوستالژی بیخ خرتونو چسبید، شل کنین. 

خلاصه که کلن تنها نمونین که از تنها بلا خیزد و فکر و خیال و خاطره و هتک حرمت. ارزششو نداره واقعن. برو دنبال رویاهات.

نظرات  (۲)

۰۲ دی ۹۶ ، ۱۴:۰۴ حامد سپهر
فیلم افسانه ی آه رو ببین موضوعش همینه نظرت عوض میشه
پاسخ:
در مورد چی؟
۰۳ دی ۹۶ ، ۱۰:۳۱ حامد سپهر
در مورد اینکه اگه ول نمیکردی چی میشد رو گفتم
پاسخ:
من در هر صورت ول میکردم خیلی فرقی نداره در کل

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">