در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

تمام میشوم شبی، فقط به من اشاره کن

سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۴۶ ق.ظ
تقریبن مدت زیادیه که ننوشتم. چون راستش این روزا هیچ حال خوبی ندارم. دچار یه جور رخوت و کسالت و حال به هم خوردگی از همه چی شدم. بیشتر از خودم. ینی حوصله خودمم ندارم. حوصله هیچی و هیچکس درواقع. خبر جدید اینکه لب تابم داغون شده، یا داره میخاد بشه. خبر بد اینکه من هنوز نتونستم یه مدل خوب انتخاب کنم. خبر بدتر اینکه چقد گرونه لب تاب! البته الان فک میکنم میبینم من 8 سال پیش خیلی پولدار بودم که نزدیک یه تومن دادم اینو خریدم! شهریه ثابت دانشگامون اون موق 60 تومن بود فک کنم. شایدم 70. امسال دقیقن میشه ده سال پیش، وقتی رفتم دانشگا. فک کنم جملم اشتباس، حوصله ندارم درستش کنم الان. شما خودتون درست بخونین و منظورمو متوجه شین. الی اون روز میگفت برنامه بذاریم همو ببینیم به مناسبت ده ساله شدن دوستیمون. گفتم باشه. من به شیدا ام میگم بیاد، به مناسبت اینکه ده ساله باهاش دوس نیستیم. 
دیگه اینکه به دلیل خوردن و خابیدن متناوب به چاق ترین حالت زندگیم رسیدم. 56 کیلو. بسیار بابتش غمگین و عصبی و در رژیم هستم. حتا ورزشم میکنم. امیدوارم بسوزه ببره. دیگه اینکه موسسه به صورت رسمی افتتاح شد ولی من روز افتتاحیه نرفتم. که دعوت نشدم ینی در واقع. شده بودمم نمیرفتم. چون مانتوی مناسب نداشتم. بعد از دوماه که گوشیمو عوض کرده بودم بلخره رفتم سیم کارتمو نانو و فورجی و این چیزا کردم. ولی عقلم نرسید از چارده گیگ اینترنت هدیه استفاده کنم. سوخت رفت. خبر خوب اینکه فرناز و گلناز با لانگ تایم بوی فرنداشون ازدواج کردن. یا میخان بکنن. به هرحال خاسگاری انجام شده بود، در مرحله لباس ندارم و چی بپوشم واسه نامزدی بودن. دیگه اینکه به ترجمه روی آوردم. در حوزه تکنولوژی و فناوری. به ترجمه هام اعتماد کنین و اپل واچ و تبلت مایکروسافت و آیفون سون بخرین. البته ساعت هوشمندای فاسیل ام خیلی خوشگلن. اگه قیافه براتون مهمه. چون مال اپل به نظر من واقعن زشته.
مدتیه که اخبار و گزارشای مربوط به غرب کشورو از رو.زنامه ایر.ان پیگیری میکنم، ناراحت کننده اس. خصوصن این مبحث خودکشی در ایلام. خیلی درناکه واقعن، ایلام پایتخت خودکشی در کشور و پایتخت خودسوزی در جهانه. 
خدا رو شکر که من ایلام نیستم وگرنه وختی بستر انقد مناسبه، قطعن من تا الان مرده بودم. شاید شما هیچ وقت به این نقطه نرسیده باشین، امیدوارم البته هیچ وقتم نرسین، ولی اون جایی تو زندگی که آدم میرسه به اون لبه ی نازکی که دیگه هیچی براش مهم نیس، انقد غم و غصه و درد و ترس و بدبختی وجودشو گرفته که فقط دلش میخاد بمیره، مردن خیلی راحته واقعن. خیلی. ینی فک کردن به اینکه میمیری و از همه ی این فشارا راحت میشی، انقد فکر آرامش بخشیه که یه وقتی به خودت میای و میبینی همه ی روزت شده فک کردن به راههای مختلفی که میشه به این آرامش رسید. حالا من الان اینا رو مینویسم یه دکتری اینجا رو بخونه میگه من باید اورژانسی بستری شم، الان من رو اون لبه ی نازک نیستم، ولی بودم. روزای زیادی از پنجره اتاقم به کف حیاط خیره شدم و فاصله حدودی شو محاسبه کردم. اونقدی نیست که بگم اگه بپرم حتمن میمیرم. اگه خوش شانس باشم میمیرم. پریدن از ارتفاع گزینه ی اول من واسه مردنه. 
نکته ی آخر اینکه لینک صفحه اینستاگرام من این گوشه هست، همیشه پرایوت نیس، ولی بعضی وختا که تعداد اصغر و اکبر و داوودایی که من نمیدونم کین اصن و فالو کردن، زیاد میشه، ضمن بلاک کردن ایشان صفحه ام پرایوت میشه. احیانن اگر ریکوعست دادین و من وا نکرده پاک کردمش، کامنت بدید.
 

نظرات  (۴)

شما دخترا چقد تو قید و بند هیکل و اندامین! شل کنین بابا، هممون قراره بمیریم.

عمر دنیا تا الان 14 بیلیون سال تخمین زده شده و از این بعد هم معلوم نیست چند برابر این میخواد عمر کنه. اینو در نظر بگیری متوجه میشی عمر 60-70 ساله ما ارزش نداره این همه به خودمون شکنجه بدیم.
پاسخ:
شاید من ایمورتالم. قراره 14 بیلیون سال زنده باشم.
من ایبلمیم. و واقعا شرایط اینجا بغرنجه. توی اینستا درخواست دادم. یادت نره اکسپت کنیییییی
پاسخ:
ایبلمیم احتمالن ایلامم بوده نه؟

به اسم سحر ریکوعست دادی؟!
از اونا بودی که منتظر بودم اینستا بزنی
ریکوعست دادم
پاسخ:
اکسپت نکردم.
چای البالو بخور
پاسخ:
آلبالو رو حروم نباید کرد. فقط خالص باید مصرف شه.