در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

Last seen recently

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۱۲ ق.ظ
به سرم زده برم رو گردنم یه پرنده تتو کنم. یه پرنده که خیلی رها داره واسه خودش پروازشو میکنه. یه پرنده که روی رگ گردن من باشه ولی رها باشه. پرواز کنه. بیرون از  من واسه خودش بره خوشال باشه. 
این روزا بیشتر دلم میخاد یه کارایی بکنم که هیچی ازش بلد نیستم. یه چیزایی بخونم که نمیفهمم. یه سری آهنگ بهزاد برام فرستاده. ترکیه. من حتا یه کلمه شم نمیفهمم ولی دو هفته اس دارم هی گوش میدمشون. روزی سه بار آلمانی میخونم. باید روزی سی بار باشه، ولی من هنوز بیشتر از سه بار نتونستم. در عین نفهمی هی دارم درسارو میرم جلو. هنوز همون ایش بین نانا. بیشترنشده. ولی اصرار دارم بخونم. اصرار دارم یاد بگیرم. تو مهمونی فامیلی نشستم با زن پسر دختر عمه مامانم حرف زدم. ینی تو این همه سالی که این دختره رو دیده بودم بیشتر از یه سلام باهاش حرف نزده بودم. به حدی روش تاثیر گذاشتم که اومد گفت معیارات واسه ازدواج چیه. بعدش که فهمید من چن سالمه گفت ااااا! 4_23 بهت میاد آخه! ینی که پروژه همونجا شکست خورد. خدا رو شکر.
چن شبه باز دندونامو رو هم فشار میدم تو خاب.  فکم درد میکنه. حس میکنم باز موهامم داره زیاد میریزه. نمیدونم چمه دقیقن. یکی دوباری با الی چتیدم. آزیتام ان بلاکم کرده. ولی من به روی خودم نیاوردم. بازم رفتم واسه خودم تیشرت میکی موسی و اسنوپی خریدم. حالا فردا میخام برم یه جایی واسه مصاحبه، نمیدونم چی بپوشم! نمیدونم چرا نمیرم دوتا مانتوی آبرو مند بخرم. کاش اینجا خارج بود میشد با لباس خونه رفت تو کوچه. واقعن اصلی ترین دلیل من واسه مهاجرت همینه. آدم اختیار لباس پوشیدن خودشم نداره اینجا. گزینش دومم نرفتم. ینی بابام فیریک طوری گفت برو برو. گفتم نمیرم چون اصن نه برام مهمه نه دیگه توانایی شو دارم بشینم اونقد دروغ بگم. به کی چه ربطی داره من نماز میخونم یا روزه میگیرم یا هر کوفت دیگه ای. اینا رو حالا نگفتم به باباما. گفتم نمیرم. بقیه شو تو دلم گفتم. کلن من نصف به اضافه یک حرفامو تو دلم میگم. بقیه شم تو چت. ینی کاری داشتی پی ام بده. 

نظرات  (۷)

منم الان در مورد تتو وسوسه گشتم :دی
پاسخ:
:))

تتو خوبه! ولی دایمی نباشه! بشه هی طرحش رو عوض کرد! مثلا همین پرنده یه روز بشه یاکریم! یه روز عروس یه روز ملنگو یه روز اردک!

با این پشتکاری که داری تا 1400 شش تا زبان جدید یادمیگیری خداییش.
همین انگلیسی چیه! صدساله میخوام اساسی یاد بگیرمش هی وسط راه بیخیال میشم.

هر کدوم از این مصاحبه ها رو نخواستی بری آدرسش رو بده به من:)))

پاسخ:
:))
آره دقیقن این همیشگی بودنش یذره رو اعصابه. شاید بعدن آدم بزرگ شه بگه چی بود اینا؟؟ البته فک کنم میشه بری پاکش کنی و اینا. ولی خب روی رگ گردن!! یکم ریسکه.

فراخنای پیش میرم بهزاد! :)) تا 1420 ام به اهداف ا400 نمیرسم.

رفتم. همه شون داغونن. شرکت امروزیه که درش دسگیره نداشت حتا!!! :)))
من نمیدونم ملت چرا این مدلی شده کار و کاسبیاشون.

رگ گردن ریسکه! بگردم ببینم یه جای کم خطرتر پیدا میکنم یا نه:)))

دستگیره میخوای چیکار! پول بدن پوووووووول! 


پاسخ:
رگ گردن دوس دارم آخه. میخام با نبض من جون بگیره!
:)))))))))))))))

چقد من خفنم خدایی!

+یارو پول نداشته دسگیره بندازه رو درش، به نظرت به من پول میده؟؟
نبض؟ جون؟ تا کجاها پیش رفتی تو:))))

اتفاقا نداشتن دستگیره یه نوع رد گم کنی هس! اینا اختلاس های خوبی میکنن معمولا! نمیخوای بری آدرسش رو بفرست برام:)))
پاسخ:
یه دوره ui/ux بگذرون
فردا سر کاری
تتو رو منم بعضی طرح هاش رو دوست دارم ؛ ولی این دائمی بودنش و ایضا ریسکش منو سر جام نشونده . کلی ریسک داره :دی.

می دونی الان یهو به چی فکر کردم ؛ به اینکه نکنه ما با فصل مشکل داریم ؛ چون هر چی داریم از بهار دور می شیم ؛ من حالم داره بهتر می شه انگار ! نمی دونم شایدم توهم زدم . اصلا خودت نبودی یه سری با هم در مورد فصل ها حرف می زدیم :دی ؟ یه سری به دکتر کلی توضیح دادم اینطوریه اونطوریه گفت به خاطر تغییر فصل ِ!! انی وی :دی.
پاسخ:
حالا هیده شاید باورت نشه من از روزی که به تتو فک کردم همش همه جا آدما تتو دارن!!!:))) من قبلن این حجم از دست و پای تتو شده ندیده بودم واقعن.

نه منم احوالم موسمیه! من تو تابستون بهترم کلن. هرچی روزا بلندتر و آفتابی تر، منم خوشال تر. :)

وای اره ... بعد این جور وقتا دو حالت داره ؛ یا اصلا به عنوان مثال تتو نمی بینی یا زیاد از حد می بینی . مثل وقتی می خوای ماشین بخری . تصمیم میگیری مثلا فلان ماشین رو بخری ؛ یا خیابونا پر می شه از اون ماشین یا کلا دیگه هیچی از اون تو خیابونا نیست !

احوال هممون موسمیه ؛ فقط بعضیا مثل ما شاید زیادی موسمی شدن |: 
:دی.
پاسخ:
آره واقعن!
البته شایدم همیشه هست ولی چون ما روش متمرکز نیستیم چشممون و حواسمون دنبالش نیس. البته حواس فک کنم دنباله چیزی نمیره! فعلش اشتباس. ولی خب!

من واااااقعن تو زمستون تحت تاثیر هوا زندگیم معلقه. 
من از تتو های پرنده ی demi lovato خوشم میاد رو ساق دستش... با اینکه خیلی فن تتو نیستم اما خیلی حس خوبی بم میده اون. هاع مربیمونم پشت کتفش یه چیزی داره اونم دوس دارم :دی 

+ببین منم خیلی دندونامو فشار میدم کلا، مخصوصا تو خواب. رفتم دکتر گف عصبیه، و یه گارد داد که شبا بذارم تو دهنم که دندونام خورد نشه. که البته من تهوع میگیرم یه چیزی تو دهنم باشه ولی اگه تو میتونی تحمل کنی اینکارو بکن.

و اینکه دارم آلمانی می خونم منم، اگه پارتنر نداری پایه م 
پاسخ:
وای آره کتفم از نواحی بسیاااار مناسبه.
+آره میدونم گاردو، همکار منم تو مدرسه داشت و بهم پیشنهاد داد. فک کنم برم بگیرم

بسیار عالی! خودآموز یا کلاس؟  یکم توضیح بده اگه به معیارام نزدیک بود پارتنر شیم! :)))