در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

چشم تو آخر دنیاس، خودت اینو نمیدونی

چهارشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۴۶ ق.ظ

بعدش اینکه ماگ محبوبمو لب پر کردن. که حالت مجهول این جمله نشون میده هیچکس مسئولیت این کار شرم آورو تا این لحظه قبول نکرده! من ماگ پنگوئنی مولتیپل چویسمو خیلی دوس داشتم و خیلی باهاش وارد ریلیشن شیپ شده بودم نباید اینجوری میشد و حالا که شد وسط خونه وایسادم و برای همه حتا طوطی کاملن مشخص کردم که از به بعد هرکی ماگ منو هر نقطه ای از خونه دید دومتر ازش فاصله میگیره و مخصوصن اگه تو سینک باشه عمرن نباید کسی فکر شستن ماگای من به سرش بزنه و از این به بعد هر کدوم از ماگام اگه بشکنه، ولو اینکه تو دست خودم باشه، بازم مقصر اونان و اشد مجازات براشون در نظر گرفته میشه در ملا عام و این چیزا.

اونوخ کارام تموم نمیشه، ینی اون کارای مهم دیروز تموم شدن، بعدش من امروز نشستم یکم کارای غیر مهم بکنم که نکردم. ینی میدونی وختی کار دارم مجبورم برم مثلن همه ی وبلاگای بوکمارکمو چک کنم. بعدش برم توئیتر بخونم. چایی بخورم. یذره تو خونه را برم. بعد بیام تو تلگرام پیامای گروهای مدرسه رو صفر کنم. یه سر به سایتای استخدامی بزنم. بعد برم کف هال بخابم آفتاب بگیرم. بعدش دوباره پیام جدید میاد تو تلگرام ، چاییمون تموم میشه،گشنم میشه و یه وبلاگ جالب با آرشیو 10 ساله پیدا میکنم و اینجوری میشه که هر روز من 12 ساعت پای لبتابم و 12 درصدم کارم پیش نمیره.

بعدش امشب مثکه تولد اون همکارمون تو موسسه بود و از غروب دوباره بچه ها شرو کرده بود تولد گرفته بودن تو گروه و من چون گروهو میوت کردم اصن نمیدیدم چی نوشتن، بعد یهویی همکارم اومد گفت بیا بهش تبریک بگو! همه گفتن فقط تو نگفتی. منم گفتم نمیام! والا. کلن این همکارم نمیتونه باور کنه بین من و این پسره هچی نیس و همش تیکه میاد که مثلن من میدونم شما دوتا با همین. حالا بگو عقل کل من اصن اگه با اون باشم میام تو گروه؟ خب میرم پی وی هرجور دلم بخاد تبریک میگم! ولی باهوش نیستش که همکارم. اونوخ همین امروز من یه چیز بی شعورانه ای درباره این پسره به هـ گفتم و خندیدیم با هم. چون واقعن خیلی حرفم درست بود، فقط بیشورانه بود کمی. :)

فردام باید برم مدرسه و کمی بابتش غصه و این موارد دارم در دلم. آهان راستی یکی از شاگردام بهم یه مهر داد میکی موسه! :)

نظرات  (۱۰)

سلام

داعش هم قبول نکنه دیگه بوکوحرام مسولیت ماگ رو بر عهده میگیره.

این سایت های استخدامی رو معرفی کن پلیز....قشنگ معلومه چقدر شدید کار لازمم یا بازم توضیح بدم؟:))))


واقعا چرا نباید من یه شغل دایمی داشته باشم؟ نه واقعا چرا! حسن باید جوابگو باشه.
تنها شغل دایمی که تا الان داشتم و دارمش همین هفته ای چهار جلسه تدریس نرم افزار هست! شرم آوره!


اون حرف بیشعورانه که به هـ گفتی رو نمیدونم درست بود یا نه! چون من اونجا نبودم! هـ هم در دسترس نیست ازش استعلام کنم ببینم حرفت درست بوده یا نه. میتونی حرف بیشعورانه ت رو طی پستی به مهمه اعلام کنی خودمون تصمیم بگیریم که درست بوده یا نه.
پاسخ:
Jobinja
سایت خوبیه، برو عضو شو توش رزومه آپلود کن، برات پیشنهادات شغلی میفرسته.

اون حرفه گفتنی نیس، یه عکس بود!

:)
احتمالنم دیدیش. دیروز پریروز تو خیلی از گروها و کانالا گذاشته بودنش.
مررسی...کار پیدا نشه جمع میکنم از این مملکت میرم! 


روزی هزارتا عکس و سوژه جدید میاد تو کانالها از کجا بدونم:))
حالا همینجوری ندید قبول میکنیم حرفت درسته:)


پاسخ:
:))
آره منم میخام بفروشم.برم خارج
:)

چیز.مهمی نبود، فان بود. ولی خدایی درست بود حرفم!
:))
خارج خوبه! حالا کجای خارج؟؟ مهم نیست! پایتخت خارج نشد همون حومه ی خارج هم خوبه برام.

من ایمان دارم بهت پس درست بوده حرفت:)

پاسخ:
:))

من دوس دارم برم آلمان.
ولی نمیدونم آلمان دوس داره من برم اونجا یا نه!

من دوست دارم برم فرانسه...شدید..خیلی شدید...یه روز در میون خوابش رو میبینم! سالهاست.

اونم دوست داره من برم اونجا! همه چی اوکی هست جز یه مساله ی کوچیک! پول!
پـــــــــــــــــــــــــــــــــول
پاسخ:
:))

من تا حالا به فرانسه فکرم نکردم! نمیدونم چرا!

چرا تحصیلی نمیری؟ تو مگه ارشد و اینا نمیخوندی؟
خب تحصیلی رفتن هم پول میخواد.

ارشد رو تموم کردم!
کنکور دکترا هم دادم و دو روزه رتبه ها اعلام شده...رتبه م خوب هست..ببینم مصاحبه ها چی میشه.
تحصیل خارج از ایران فوقش بتونم هزینه های ترکیه رو جور کنم...بقیه جاها گرونن.
پاسخ:
ا ایول!
مبارکه! ایشالا قبول شی!

نه ببین دانشگاهای فول فاند رو پیدا کن. من الان همکارم تو مدرسه فول فاند استرالیا قبول شده. حتا خابگاه و اینام دانشگاه بهش میده چون دانشجوی دکتراس. یه سرچی بکن تو این زمینه. برا دکترا رفتن راحتره خیلی.
مرسی مرسی

بنا به مسائلی اگه بشه اینجا بخونم خیلی بهتره..مسائل خانوادگی.
ولی اگه نشه حتما میفتم دنبال کاراش که برم اونور.

تو ارشد میدی امسال؟
پاسخ:
:)))

نچ

بهزاد من مخم دیگه نمیکشه درس بخونم! من امسال میخام برم آفریقا!
آفریقا هم خوبه!  سوغاتی طوطی بیار برام.


پاسخ:
:))

طوطی خودمم میخام ببرم ول کنم اونجا! شیر میخام بیارم. یا مار.

کرگدن! 
یکی از فانتزی هام این بود دامپزشک باشم و تو آفریقا کار کنم.
پاسخ:
:))

کرگدن خیلی ناراحته! منم افسرده میشم!:)

منم بچه بودم تا 12 سالگی میخاستم دامپزشک بشم. البته اون موق نمیدونستم جایی به نام آفریقا هست! میخاستم اسب بیارم تو خونمون!
خب بیار ببینیم از چی ناراحته...بلکه مشکلش رو حل کردیم.

هیچی طوطی نمیشه ولی.....ملنگوم رو کلا دادم رفت دو سال پیش..جاش عروس آوردم...
پاسخ:
ااااااااااااااااااااااااااااااااا
نگفته بودی چرا پس؟ ینی دوسال پیش بود طوطیت جفت گرفته بود؟؟؟؟


منم دوس دارم عروس داشته باشم، ولی حرفشم دیگه نمیتونم بزنم تو خونه! :))
آره دو سال شد.
جفت خورد با یه ملنگوی دیگه و تخم هم گذاشتن ولی بچه داری بلد نبودن!  دو بار اینجوری شد و ناموفق بود..دیگه گویا بیخیال شدن.

عروس خیلی بهتر از ملنگو هست...در حد یک عروسک...از همه جاش عشق و محبت میچکه...سر و صدا هم نداره.

پاسخ:
سرهنگم مهربونه آخه. فقط از همه جاش صدا میاد.
حالا برم آفریقا شاید اونجا یه شیری ببری گرازی چیزی منو خورد تموم شدم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">