در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

(2)Hatred

دوشنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۳۷ ق.ظ

1.ببین شاید واقعن ربطی نداشته باشه، یا مثلن اگرم داشته باشه جاش نباشه که اینجا بخام بگم، ولی الان و در این لحظه از عمرم، از تهه دلم از این آدمایی که مهاجرت میکنن به کشورایی مث آلمان، سوئد، اتریش و این جاها بعد با افتخار میان میگن اینجا برای محجبه ها شغل و راحتی و احترام و آسایش وجود داره، متنفرم. چون اکثرشون از این محجبه های ع.ن و خطکش به دستن که تا همین دیروز که تو ایران بودن فقط خودشونو خوب میدونستن و برای بقیه ای که بی حجاب بودن ارزشی قائل نبودن. ینی ولشون میکردی احیانن پاره ای چیزیت میکردن. ته تهش اینکه تو دلشون همش در حال حساب کتاب و جمع بندی کارنامه ی اعمال بقیه ای بودن که قوزک پا و ساعد دست و ریشه ی موهاشون ملومه. حالا ولی رفتن جایی که آدمایی که تا بیخ رونشون ملومه، بهشون حتا نگاهم نمیکنن، براشون منوی حلال و حروم و گیاهی وجود داره. رو همه چی نوشته الکل داره یا نه. اونوخ اینا فک میکنن خوبی از خودشونه!

2.از اینکه اینستاگرام ندارم ناراحت نیستم.خوشالم نیستم. کلن درکی ازش ندارم. ولی از اینکه همه میپرسن چرا نداری و خاک تو سرت یو لاست آل د فان پارتز متنفرم. ینی اینکه ی عمه ی پنجاه یا شصت یا این حدودیای من میاد بهم میگه اینستاگرامت کو خیلی واقعن برام خنده داره. ینی دوس دارم بدونم برا چی من باید اینستاگرام داشته باشم و از شام و ناهار و صبونه ام عکس بگیرم. از خودم تو آینه. خودم تو ویترین مغازه. خودم وختی بیدارم. خودم وختی خابم. از اینکه بخام خودمو و چیزای مربوط به خودمو هی تیکه تیکه بچپونم تو چشم بقیه هیچ حس خوبی ندارم. ینی مثلن اینکه مردم حتا از کتاب و دفتر موزیک و تئاتر و این چیزای فرهنگی عکس میگیرن میذارن هم متنفرم. البته من کلن آدم آنتی سلفی هستم! الان نمیدونم آنتی سلف درسته یا آن سلفیش. ینی منظورم اینه که خب که چی واقعن؟؟؟ چرا باید فک کنیم چیزایی که ما دوس داریم چیزایی که ما میخریم کارایی که میکنیم جایی که ما هستیم واسه بقیه جذابه؟ باید بدونن من چی میخرم چی میپوشم چه حالی دارم و این چیزا. این مدل در ارتباط بودن با بقیه برام خیلی ویرده. مگه ما چه کار مهمی تو زندگیمون میکنیم که فک کنیم با عکس گرفتن ازش و به اشتراک گذاشتنش یه تاثیر خفنی بر کائنات و دنیا و مردمانش میذاریم؟ حالا من که میدونم 99.9 درصد آدما واسه دل خودشون اینکارا رو میکنن، و هیچکس اصن با ثبت کردن اینکه لوکیشن نیمروی صبونه نیاورانه و همه ی خریدای سوپر مارکتی از هایپر پالادیوم انجام میشه و نوتلا و وافل و آووکادو و دراگون فروت و دسته های صدتایی گل رز و دکوراسیون ایکیا و آب معدنیای voss کلن بخش عادی و روزمره ای از زندگی بوده،حتا قبل از اینستاگرام و البته ایفون 7، نه میخاد خودنمایی کنه، نه خود شیفته اس نه لایک میخاد نه فالوئر. فقط واسه دل خودشه! در کنار اون قسمتی که درک نمیکنم چرا دلش نمیتونه عکسا رو تو گالری گوشی نگه داره و باید حتمن آپلود بشه یه جایی، ذکر کنم روی صحبتم با اون یه درصدیه که فک میکنن اینفلوئنسری چیزین. _جون بابا! _وگرنه شما که واسه دله خودت!

3.از دختر دوست مامانم متنفرم. در این لحظه اعتراف میکنم واقعن از این دختر و از اینکه فرو کرده تو من متنفرم. از اینکه مدام عکسای خودشو با شوهر مکش مرگ ماشو برا من میفرسته واقعن متنفرم. دوس دارم برم بهش بگم ببین باشه! تو خوب. تو خوش بخت. تو لاکچری. تو خلاق. تو خدا. بسه. در واقیت بهش حق میدم بخاد انقد خوش باشه. نمیدونم لابد منم اگه لانگ تایم ریلیشن شیپم با کراشم به ازدواج و هپیلی اور افتر ختم میشد همینقد مث اون میترکوندم و هر یه رب عکس پروفایلمو عوض میکردم و تو همشونم چشمامو خمار میکردم و رژ لب قرمز و سیلکمه ای میزدم که دندونای بلیچ شدمو بیشتر از قبل منور بکنه و این چیزا، ولی خدایی دیگه وختی میدیدم یکی سالی به دوازده ماه به من کاری نداره هی بهش پی امای چرت و پرت نمیدادم فقط برا اینکه ببینه عکسم عوض شده و تو عید چقد با شوهرم خوش و ست و در صلحیم. در واقیت ولی نمیتونم برم بهش بگم ازت متنفرم. نمیتونم بلاکش کنم. چون در واقیت من به جای هپلی اور افتر بودن با لانگ تایم کراشم، برلی این تاچ با لانگ دیستنس ریلیشن شیپ کراشم هستم و  ممکنه اینا همش به خاطر حسادت ذاتی و کینه ی قلبی من و سوال بی پاسخ چرا هیشکی منو دوس نداره باشه!

نظرات  (۹)

می خواستم از تئاتر، عکس بذارم تو وبلاگ :|
پاسخ:
:)))

بگیر بذار آقا! وبلاگ مشکلی نداره! من با اینستا دشمنم!
:))
۱۴ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۳۵ هولدن کالفیلد
رژ لبِ قرمز سیلوات؟ :|
پاسخ:
ها؟؟
رژ لب قرمز
رژ لب سیکلمه ای

سیکلمه ای یه رنگه! یه جور صورتیه جیغ! از اسم گیاه سیکلمن گرفته شده.
با بخش قابل توجهی از دلایلت برای نداشتن اینستاگرام موافقم و می دونم استثنا هم قائل شدی ؛  ولی من خودم اینستارو خیلی دوست دارم . کیف می کنم عکس ها و سوژه ها و کار بعضی ها رو می بینم .
پاسخ:
ببین منم با این که اینستا ندارم یه سری پیجای هنری مث عروسک سازیا و هند میدای روسی و اینا رو نگا میکنم و لذت میبرم واقعن، من روی صحبتم با اوناییه که لزومن واسه اینستا گرام دارن زندگی میکنن و از عکساشون و پیجشون هیچ سودی به هیچ کس نمیرسه جز اینکه نشون بدن اینا تفریحات و زندگی لاکچریی دارن! خب که چی واقعن؟؟
۱۵ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۰۰ هولدن کالفیلد
سو کامپلیکیتد :|
پاسخ:
:)))


ینی عاشق حسودی کردنتم :)))))))))
اینستاگرم شده عین تلویزیون و سریال های آبکی که پخش میکنه.. هیچ کدومشون واقعی نیستن
پاسخ:
:)

خیلی زشته به نظرم که آدما به جایی برسن که وسایل خونه و غذایی که میخورن و لباسی که میپوشن واسشون بشه افتخار!

موزد سوم رو هستم:| 
حالا بگن حسود! خب آغا حسودیم ما! شوهرت بخوره تو فرق سرت! ایضا زنت بخوره تو فرق سرت!  یه مدل خوشی ها رو نباید شر کرد....ببین ما هم دوست داشتیم جای تو باشیم و با همسر مورد نظر عکس بذاریم ولی نشد! پس هم آقایون هم خانم های متاهل بکشید بیرون لطفا...من اینستا دارم و این دوستان متاهل زرت زرت عکس دو نفری میذارن بعد اگه نری لایک کنی میان تلگرام بهت پی ام میدن که چرا لایک نکردی عکس امروزم رو؟؟؟؟؟؟ 

در مورد بخش فرهنگی اینستا مخالم باهات....من کلی پیج فالو کردم در مورد تئاترهای خوب و کتاب و فیلم و اینجور چیزا....واقعا ازنظر من خوبن....خیلی به دردم خوردن همیشه.
ولی از غذا و لباس مارکدار و اینا کلا در شان ما نیست فالو کنیم ایضا شر:)))


پاسخ:
:))
حالا بی ریلکس، ولی چه دوستایی داری! البته نمیدونم شاید منم اگه اینستا داشتم الان از این پیاما دریافت میکردم!

ببین من با پیج فرهنگی کاری ندارم، منظورم ایناییه که مثلن یه کتاب مد میشه، هنوز نخوندن خودشون، میان با دوتا فنجون قهوه و گل پرپر شده ازش عکس میذارن! شوآف!
من حرفم فقط اینه!
تا جایی که راه داشت بلاک کردم! ولی خب بازم هستن! ینی عکس مثبت هیژده تو و زنت به من چه ربطی داره؟! نه واقعا چه ربطی!


اونی که عکس کتاب و گل پرپر و قهوه میذاره رو ولش کن مریضه:)))  

توییتر رو دوست داشتم اونم گندش دراومده...خیلی پوچ شده.
پاسخ:
وای خدا نکنه آدم برسه به اون روزی که دوستاشو بلاک کنه! البته من دوستای خودم واقعن رو اعصاب و شوآف ماآب نیستن. خداوند را شاکرم!

والا یارو نوشته بود یه دونات میخواسته بخوره. گلدون گذاشته، کتاب، عینک، هدفون، گل پرپر شده بعد عکسشو گرفته کپشن زده منو دوناتم. دوناتتو بخور زن چرا اینجوری میکنی !

ینی واقعن همه ی حرف من همینه!

+آره! توئیترم پی پی شده! کلن استاد خز کردنیم ما ایرانیا! از توئیتر واسه این استفاده میشه که تو 140 تا کاراکتر ثابت کنی من بانمک تر از بقیه ام!

دوست واقعی که از اینکارا نمیکنه...اینا همکارایی هستن که به زور آدمو به دوستی میگیرن برای افزایش فالوور و فخر فروشی.

هفت هشت سال پیش که اینستا و فلان نبود و فقط وبلاگ داشتیم دوران خوبی بود...تازه تازه فیسبوک مد شده  بود به همراهش...خواننده هامون کم بودن ولی عمیق میخوندن و عمیقا همه همدیگه رو میفهمدین...از وضع فعلی جهان رضایت ندارم!
پاسخ:
خب ببین این یه چیزیه که خودمون ساختیم و خودمونم خرابش کردیم.

هنوزم کسایی که واقعن وبلاگو دوس دارن حتا با تک رفمی شدن کامنتاشون یا بدون کامنت موندن اکثر پستاشون، به وبلاگ نویسی ادامه میدن. به نظرم اونایی که این روزا مهاجرت کردن به اینستا و کانال های تلگرامی کسایین که براشون مهم نیست خودشون چی میخان یا میخاستن، دنبال بقیه میرن، حتا از دنیایی که خودشون ساختن!
من خودم چهارسال وبلاگ داشتم و خیلی بیش فعال بودم! هر روز آپ میکردم و گاهی روزی بیشتر از یکبار.....من هرچقدر توی حرف زدن مشکل دارم توی نوشتن خیلی بیش فعالم و میتونم بی وقفه ساعتها بنویسم در مورد هر موضوعی هرچند بی ربط!  ولی یهو ته کشیدم! به صفر رسیدم....ولی الان دوباره حالم خوبه و مینویسم ولی نه توی مجازی...توی دفتر:)  
توی مدتی که وبلاگ رو تعطیل کردم رفتم توییتر...بعدش فیس...بعدش اینستا....توی اینجور جاها هم اعتقاد ندارم چون عضو شدی حتما باید تولید محتوا داشته باشی...میتونی در سکوت ببینی و بخونی و بشنوی و بری....بر طبق همین اصل خیلی فعالیت نکردم توی این سه تا شبکه.
ولی همیشه وبلاگ و وبلاگی ها برام ارزشمندترین هستن...تعدادشون خیلی کم شده ولی همچنان بودنشون خوبه.... همین فرمون ادامه بدید که همانا راه راست همین است:)
پاسخ:
:)

فعلن که هستم، تا بعدن چی پیش بیاد!(لبخندی که چال گوشه ی لبش را نمایان کند زده و چشمک میزند)
:))))