در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

so... suck it up lady

جمعه, ۴ فروردين ۱۳۹۶، ۰۴:۳۹ ق.ظ

بدم میاد از اینکه همه ی شبکه های اجتماعی پر شده از پیامای زشت درباره اینکه فامیل بده! و عید دیدنی چیه و آجیل نخورید و عیدی بدید و من ترم دوم دانشگام چرا میپرسی هی! خیلی بدم میاد از این تررورایز کردن همه چی و همه کس. بسه دیگه! در حد یه بار بگیم بخندیم خوبه. نه اینکه هی گندشو دربیارم و حرفو برسونیم به اینکه اگه از طریق گرده افشانی تولید میشدیم خوشبخت تر بودیم، نو وان ایز بتر آف وید اوت دیر پرنتز.

و بدم میاد از اینکه این چیزا رو میکنن تو مخ هم. حالا نه فقط فامیل، همین چرت و پرتایی که این چند ساله مد شده، که خودمون خودمونو خوشال کنیم.که ماتحت بی ثبات همه چیز و همه کس! خودت با خودت حال کن. بدم میاد چون به نظرم همین چیزا آدما رو تبدیل کرده به یه مشت سلفیش بیچ و استابرن دیک. همین که همه فک میکنن خودشون واسه خودشون کافین. حالا یه وقتی یه روزی تو زندگی هر کسی پیش میاد که هیچ کسو نداره، خودش بره خودشو خوشال کنه! حرفی توش نیس، ولی اینکه فرتو فرت مینویسیم و میخونیم خودت پاشو دست خودتو بگیر ببر سینما خودت واسه خودت گل بخر خودت واسه خودت! میشه اینکه الان میبینیم. خودمون واسه خودمون ، وندد اند بروزد دیپلی. که ینی همون بلک اند بلو که ینی داغون و له و افسرده.

که میشه مثلن من.

همه چی همون انتخابیه که تو لحظه انجام میدی. انتخاب من تو لحظه چی بوده؟ اینکه پاشم بیام تو اتاقم بشینم 7 تا قسمت پشت هم سریال ببینم. که واسه خوشال کردن خودم برم تی شرت میکی موسی بخرم و جوراب خال خالی و آینه ی صورتی و ماگ پنگوئنی. حالا خوشالیام کجان؟ تو کشوی لباسم. رو میز آرایشم. تو کابینت آشپزخونه. من کجام؟ تنها و غمگین پای لب تابم. ساعت چاهار صب!

اینکه من میرم واسه خودم با پول خوشالی میخرم انتخابم تو لحظه اس. ولی یه انتخاب اجباری.

شما رو نمیدونم، ولی من تقریبن همیشه مجبور شدم گزینه ی دومو انتخاب کنم. ویچ آلویز واز چیپر اند لونلی. و همیشه با یه خوشالی چیپ تنها باشم. غمگین باشم. گزینه ی دوم همون روزی بود که ... حالا من هرچی اینجا بنویسم میشه درباره ی گذشته حرف زدن، ولی واقیت همینه! اور اکشنز آر وات ست تینگز این موشن. وی هو تو لیو ویت دت.

نظرات  (۴)

فقط ماتحت بی ثبات =)
پاسخ:
جک!
:))))

والا!
سلام
نوروزتان پیروز صد سال به این سالها و الی آخر.

موافقم! آدمی که بخواد انفرادی خوشحال باشه تهش میرسه به خودکشی! که داریم میرسیم خداروشکر!

رفت و امد و معاشرت خیلی خوبه ولی با اهلش! نه با یه مشت حسود که از شنیدن موفقیت هات سکته میزنن و از شنیدن شکست هات بشکن! 

پاسخ:
سلام بهزاد، خوبی؟
عیدت مبارک، ایشالا امسال برات سال خوبی باشه، پر از موفقیت و شادی و اینا!

+ واقعن ینی الان همه فامیلا بدجنس و حسود و بخیلن؟! هیچکس خاله و عمو و دایی و عمه ی قابل معاشرت نداره؟ 
ما خودمون فامیلیم واسه بقیه!!
 قابل معاشرت باشیم پس لطفن!

مرسی خوبم

همه ی فامیل نه...ولی خب کم نیست تعدادشون.

متاسفانه بخوایم نخوایم اون دایره ی ارتباطات مون هی داره کوچیکتر میشه....هی داریم مجازی تر میشیم....

قابل معاشرت باشیم من حرفی ندارم خیلی هم دوس دارم:))
پاسخ:
آره موافقم!
واقعن دایره هه کوچیک و کوچیکتر میشه
من راستش ولی خودم زیاد آدم قابل معاشرتی نیستم!

:))
ببین مسخره اینه که ما روراس نیستیم با خودمون هم همه رو گول میزنیم هم خودمون رو :| یعنی همیشه لنگ اینیم که اینی که هستم خیلیم خوبه و خودم خواستم فقط نمیدونم تهش چی میشه
پاسخ:
ببین من چند بار کامننتو خوندم ولی نفهمیدم منظورتو!
 اکسپلین مور!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">