در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

Everest

چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۷ ب.ظ

در پست قبلی تلویحن به اطلاع شما رسوندم که داریم خونمونو میکوبیم تا یه چیز دیگه از توش دربیاریم. یه چیزی که حموم و دستشوییش کوچیکتر باشه و هال و پذیراییش بزرگتر. که مورد علاقه تر  مادرم باشه. مورد تنفر تر من. چرا که من یک گیاه خار آبزی هستم. و حمام بزرگتر و کرفس تازه تر دو چیزی است که از دنیای شما دوست دارم. که حالا شده فقط کرفس! ینی توی این دنیای به این بزرگی فقط کرفس مورد علاقه ی منه. که یک علاقه ی یه طرفه اما بسیار سالم و بی اشکال محسوب میشود. باز دارم تلویحی به شما میگم که نو علاقه، نو عشق و عاشقی نو تب و نو مرگ و نو مورنینگ اند نایت بیبی. خب تلویحی حرف زدن از ویژگی های من نیست. از اداهای منه. چون خیلی ادا دارم من. خیلی ناز و غمزه و کرشمه هم داشتم ولی دستو پاگیر بود، دادم به مستحقش. از ویژگی های من نایت اُل و آنتی فتوشاپ بودن ویچ ایز اوردینری اند کامان. مای اسپشیال فیچر؟ دوست داشتن تو. که مرا با تو بشناسند، چونان که رشته کوهی را به بلند ترین قله اش.

۹۵/۱۰/۱۵

نظرات  (۲)

فک کن فردا، پس فردا خواستگار بیاد، می تونی برگردی به آقا دوماد بگی اونجایی که الان نشستین یه ماه پیش کاسه توالت بود!!!
بعد اگه ازش خوشت نیومد می تونی به یاد گذشته ها دوباره یه شکل دیگه برینی !!!

ولی حس غریبی ها تا دیروز توالت الان وسط پذیرایی !!! مبل خوبه!!! فرض کن متکی بزارید !!! یا خدااااااا !!! چه حس غریبی !!!
پاسخ:
مهندس واقعن به نظرت تو آپارتمان میشه جای چاهو عوض کرد؟!
:/
من چه بدونم خودت گفتی دستشویی کوچیک می کنین که پذیرایی بزرگ شه !!!
پاسخ:
:))
خودشو ناراحت نکن