در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

رها از خرقه و شولا، جدا از دین و از دنیا

شنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۲۵ ب.ظ

از صب ساعت 8 بیدارم، درحالی که واقعن نباید و نمیخاستم که بیدار بشم! اما مجبور شدم. حالا قسمت بدش این نیس، قسمت بدش اینه که از اون موق تا الان که ساعت 2 بعد از ظهره هیچ کاری نکردم. ینی یذره کارای خدماتی انجام دادم ور دست بابام! ولی به کارای خودم نرسیدم. کلن بابام همیشه فک میکنه من از این دختر ننرام! هیچ وخت واسه هیچی رو من حساب نمیکنه. دیشب میخاس یه حرکتی بکنه، بعد منتظر بود داداشام بیان، گفتم خب بابا بیا من کمک میکنم جمش کن بره! گفته نهههههه! مگه تو میتونی؟ گفتم آره شاید باورت نشه ولی میتونم. بعدشم که تموم شد، گفت رو نمیکنی چیا بلدیا! گفتم آره بابا جان! من همه چی بلدم ولی انجام نمیدم که کسی عادت نکنه. ینی میخام بگم بابام انقد کف کرده بود که حتا امروز صبم گفت آره دستت درد نکنه دمت گرم که دیشب واستادی پای کار و اینا! گفتم خاهش میکنم! چی بگم خب!

منتظر ایمیلای بچه های مدرسه ام، که دوتاشون فقط فرستادن. بعدش این همکارم، هاشمی، بهم زنگید که من میخام فهرست پایان نامه مو درست کنم، ایمیل کنم تو برام درست کنی؟ گفتم نه! برا چی من باید فهرست پایان نامه ی تو رو درست کنم؟! ینی واقعن درک نمیکنمش. یه نصف روز هفته پیش من براش همه ی اینا رو درست کردم،چکیده،خلاصه، مقدمه، شماره صفحه، ریفرنس، کپشن اشکال و همه چی. ینی فک کن آدم دانشجوی دکترا باشه، بعد هنوز ندونه چکیده و خلاصه و مقدمه فرقشون چیه! کلن پایان نامه اش هیچ کدوم از اینا رو نداشت!!! من نمیدونم واقعن کی به اینا مدرک میده! همون روز فهرستشم براش درس کردم، حتا 4 بار براش توضیح داد که کجا بره و چیکار کنه. باز حالا امروز زنگ زده میگه نتونستم!! گفتم گوگل کن. پیدا کن راه حلشو! میگه آخه تو بلدی!!! گفتم خب تو ام یاد بگیر. بعدشم روضه خوند که آخه از مرکز فلان بهم زنگ زدن، باید یه نسخه پایان نامه مو بفرستم تا فلان بشه و باید فردا برم دانشگاهو و دیروز فلان جا بودم و اینا! گفتم خب بازم من الان با همه ی این توضیحاتت دقیقن نمیتونم بفهمم کدوم قسمتش مربوط به منه که فهرست پایان نامه ی تو رو درست کنم؟! گفت پس ینی دستی بنویسم؟ گفتم هر جوری که میتونی خودت انجامش بدی. همون جوری! چه دستی چه پایی چه چشمی!

به خدا مردم خیلی روشون زیاده! ینی خیلیا! من نمیدونم ماکه همیشه کارامونو خودمون انجام میدیم، چی محسوب میشیم! والا منم پایان نامه دادم 200 صفه رساله نوشتم، ینی واقعن نوشتما! نه اینکه برم از یه جایی کپی کنم بیارم! خودم رفتم کتاب خریدم خوندم نقد کردم مقاله سرچ کردم خوندم نقد کردم نتیجه گیری کردم و این چیزا! کار عملی ام انجام دادم، سر کارم میرفتم اون موق، نصف روز بیشتر وخت نداشتم واسه اینکه هم کارامو بسازم هم تند تند تایپ کنم پایان نامه مو! خدا شاهده استادمم روز دفاع مث داور اومد دقیقن همونجا تو جلسه دفاع واسه اولین بار کارای منو دید! ینی واقعن هیچ کمکی به من نکرد، که البته اگر میخاست هم نمیتونست! ولی حتا رساله رو نخونده بود! حالا این 70 صفحه کلن متن داره، با ورق سفیدا و منبع و فلان، همونو نمیتونه جم کنه ببره تحویل بده بعد دو سال! ینی حتا به خودش زحمت نمیده بره یه سرچ بکنه بعد هی 10 بار به من زنگ بزنه! نه که من نخام بهش بگم یا چیزی، ولی از اینکه مردم نمیخان به خودشون زحمت بدن واسه کارای شخصی شون خوشم نمیاد. بر نمیتابم این رفتارارو. دفه اول که گفت، گفتم باشه میام بهت میگم! دیگه الان چه دلیلی داره باز بخاد بگه من ایمیل میکنم برات!!!!

خودم انقد کار دارم که نمیدونم به کدومشون برسم! خونمونم که در دست تعمیره و قشنگ یکی دوهفته ای فک کنم درگیر عمله بنا و این چیزاییم. تنها قسمت خوبش اینه که یکی از مبل چاقالوای تو هال اومده تو اتاق من، هی میرم روش میشینم هری پاتر میخونم!!! ینی میخام بدونی به جوری رد دادم که وسط همه ی این کارام مهم ترین حرکت هری پاتر خوندن تو گوشیه!

نظرات  (۳)

۱۲ دی ۹۵ ، ۱۳:۲۱ آواز لطیف
آقا جان من سالیان ساله تورو میخونم. از وبلاگ قبلیت تا اینجا
البته هیچ وقت برات کامنت نذاشتم، برای هیچکس نذاشتم در واقع، چون اولا با فیدلی وبلاگ میخونم و دوم اینکه من شنونده بسیار خوبیم، حرف بلد نیستم بزنم خیلی
الغرض اینکه زنده و پاینده باشی دخترجان من بسیار حال میکنم باهات

پاسخ:
سلام 
مرسی که بلخره سکوت رو شکستین و کامنت گذاشتین.
ممنونم از لطف و محبتتون. 
:)
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۶:۲۹ هولدن کالفیلد
از پایان نامه حرف نزن بهم حمله صرعی دست میده!
پاسخ:
:))

از چی حرف بزنم که ایست قلبی کنی؟
:))
۱۲ دی ۹۵ ، ۲۰:۴۴ هولدن کالفیلد
جلسه ی دفاع ناموفق :|
پاسخ:
همچین چیزی اتفاق نمیفته برات.
:)