در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

Take it from me, as some one who's been around for a long time 9

چهارشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۰۱ ق.ظ

دو یا سه سال پیش، نوشتم "خوشبین بودن و حماقت"  دو روی یک سکه اس.

یه مرز باریکی هست بین اینکه به اتفاقای اطرافت خوشبین باشی و یا اینکه یه جور احمقانه ای همه چی رو مثبت ببینی. خیلی باریکه این مرز. خیلی.

فقطم تو این مورد اینجوری نیستا. خیلی چیزای دیگه هست که مرز بین حالت خوب با حالت بدش، از مو باریک تره!

یه وختی تو زندگی باید بین خودت و اونی که بیشتر از بقیه دوسش داری، یکیو انتخاب کنی. نمیدونم چن بار ممکنه پیش بیاد، یا اینکه واسه همه پیش میاد یا نه. ولی اگه یه وختی برات پیش اومد، و اون کسی که بیشتر از بقیه دوسش داری، خیلی خیلی خیلی بیشتر از بقیه دوسش داری، بهت التماس کرد که خودتو انتخاب کنی. بهت گفت به خاطرش فداکاری نکنی،

فک نکن حتمن از عشقه که داره این حرفو میزنه.

شاید واسه اینه که اون تو رو از بقیه خیلی خیلی خیلی بیشتر دوس نداره. شاید واسه اینه که به اندازه ای که تو عاشقشی، عاشقت نیس.

فک نکن حتمن واسه اینه که از دنیای بدون تو میترسه، فک کن شاید واسه اینه که از عذاب وجدان میترسه.

میبینی؟ خیلی مرز باریکیه. خیلی. همیشه باید خوب نگا کنی. همه چی، تقریبن همیشه قابل تشخیصه. فقط باید خوب نگا کنی.

نظرات  (۱)

اوهوم ...
خیلی نزدیک به هم ؛ یا حتی غیر قابل تشخیص.
پاسخ:
دو روی ی سکه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">