در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

برنمیتابم چون

چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۲۱ ب.ظ

هفته ی پیش، یا شاید هفته ی پیش ترش! ساعت 12 شب یه نفر توی تلگرام بهم پیام داد و گفت از طرف فلانیه. منم بش گفتم سلام خب! یه چیزی حدود 20 دقه ای چرت و پرت به هم بافت که من دهتا در میون خب و اوهوم بهش گفتم. بعدش یهو برگشت گفت من شبا ساعت ده میخام. منم نوشتم شب بخیر خب!

بعدش نمیدونم چرا یه جور خاصی اصرار داشت که قرار بذاریم حضوری درمورد کار مورد نظرش بحث کنیم. منم که هُم مگنت! هی قراره رو امروز فردا کردم بلکه بیخیال شه همینجوری بگه چی میخاد از جون من که نگفت. پاشدم رفتم دفترش. قشنگ دوساعت، دوساعت مستدام ور ور کرد. حالا نگین من چه بیشورم، ینی بگینم موردی نداره چون به تعداد آدمای روی زمین معیار سنجش شعور وجود داره، ولی پسره از اینا بود که آسمون و ریسمون به هم میبافن و میخام بگن خدای همه ی اتفاقای زندگین. خدای کار و درس و خلاقیت و نوآوری و استقلال و همه چی. بعدش دقیقن دوساعت مغز منو سالاد کرد در شرایطی که من اصن نمیتونستم از اول تا آخر جمله شو با تمرکز گوش کنم. ینی همش تو سرم داشتم آلارم میدادم باشه! تو خوبی! اینا به منچه خب؟ حتا یادمه یه جایی برگشت گفت اونشبی که بازی رئال-بارسا بود! دیدی؟ فوتبال میبینی؟ که من فقط به یه بله اکتفا کردم گفتم الان پا بدم میگه پرسپولیسو من خریدم هنوز رسانه ای نشده! ینی میخام بدونی اینجوری گسترده داشت در فشانی میکرد.

هیچی دیگه منم صبرم یه حدی داره دیدم این ول کن نیس همینجوری گوش مفت گیر آورده و میخاد ادامه بده.گفتم باشه آقاجان. حالا همه ی این تویوتا و نمیدونم اتحادیه اروپا و کانون پرورش فکری کودکان و شهرداری و برج میلاد و دهکده ی آبی پارس و فروشگاه بامیلو به کنار، لذت بردم از اطلاعاتت،شما یه لوگو میخای یه کاتالوگ معرفی محصول، یه پوستر واسه مهرماه. گفت بله. گفتم باشه من تا هفته ی آخر شهریور اینا رو تحویل شما میدم. امری اگه ندارید مرخص میشم.

بعد حالا امروز از صب سیصدو پنجا بار زنگ زده و هی تو تلگرام پیام که لوگوی من کوش؟ دقیقن همون روز من بهش گفتم ببین از اینا نباش لطفن که میگن عجله ندارم! هروخت شد! بعد بری بیای زنگ بزنی بگی کار من چی شد. یا دد لاین بده یا اگه ندادی دیگه دد لاینو من خودم تعیین میکنم. گفت نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه! این چه حرفیه! من جسارت نمیکنم. برا شما تعیین تکلیف کنم. هر چی شما بگی همون.

دلم میخاست امروز بهش بگم عزیزم جسور شدیا! حواست هست؟