در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

تازگیا روزی 4 تا لیوان آب میخورم

سه شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۱۳ ق.ظ

یه سری کار کم زحمت پر حاشیه قبول کردم، که دو سه روزه وختمو گرفته. به خاطر اینکه از این کاراییه که صد نفر باید روش نظر بدن. درکی از این فرایند ندارم. در کنار اینکه یه بخشیش واسه سایتشونه، و سایتشون واقعن به نظر من خیلییییییییییی خوب طراحی شده و نمیدونم چرا بعضیا شون اصرار دارن برینن تو طراحیی که خوبه! خب یه چیزی که خوبه، خوبه دیگه! ور چرا میری باهاش؟

واقعن ولی بعضیا اینجورین. ینی یه چیزی که خوبه رو میان خراب میکنن، بعد یه چیز ضای میزارن جاش، میگن الان خوبه! نه که من کار ضای براشون انجام بدم، ولی خب اونی که لان هست انقد خوبه که نیازی به چیز دیگه نداره.

نمیتونم ولی اینو بهشون بفهمونم.

نمیدونم چرا واقعن همیشه همه جا از این آدمای بد سلقه وجود دارن، الان سر اون قضیه ی لباسای المپیک که بود، همه خیلی براشون عجیب بود که چرا آبی با آجری؟! ولی خدا به سر شاهده ما خودمون تو یونی یه استاد داشتیم، ترکیب رنگ محبوبش اُکر و آبی بود! ینی خیلی جدی هر کاری براش میبردی میگفت اکر و آبیشم اتود بزن! حالا نه حتا اکر و فیروزه ای! اکر و آبی کبالت! حتا یه بار به من گفت آبی و سبز فسفری!!!!

دقیقنم مصداقش برای این ترکیب رنگ گنبد مسجد شیخ لطف الله بود.

حالا اینکه چرا همه واسه هر جور طراحیه دیگه ای میخان از ترکیب رنگی که تو کاشی کاریه یه گنبد استفاده شده و اصن نسبت رنگی و همه چیزش فرق داره، الهام بگیرن، چیزیه که من هنوز نتونستم جوابی براش پیدا کنم. ینی خیلیم دنبال جوابش نبودم. صورت مسئله رو پاک کردم! دیگه هیچ وخ باهاش هییییییییییییییییچ واحدی ورنداشتم. به نظرم یه جور ماهی بود. به هیچی عکس العمل نشون نمیداد. درکشم در حد همون ماهی گلی بود. به گرافیک محیطی ام میگفت اینویرومنت گرافیک.

ینی میخام بگم حرکت عزیزان تو تائید رنگای لباس خیلی عجیب نیس. بعضیا حتا دکترای هنر دارن و وضشون همینه. به اینا که حرجی نیس.

نظرات  (۳)

۱۲ مرداد ۹۵ ، ۰۸:۰۵ نفس نقره ای
هیشوخت یادم نمیره اون سالی که مجبور بودیم مقنعه سورمه ای با نوارِ گلبهی بپوشیم :| من هر بار خودم رو تو آینه میدیدم اشک تو چشام جمع میشد :)))
پاسخ:
:|

واقعن من نمیدونم تو مفز اینا که این رنگا رو پیشنهاد میدن چی میگذره!
ما یه استاد دیگه ام داشتین که میگفت صورتی با قهوه ای خیلییییییییییی ترکیب خوبیه!!!!


دقیقا منم همین مشکلو دارم که چرا چیزی که خوبه باید ریده دیزاین بشه!
امان از این استادا! ما هم یکیو داشتیم گیر ختائی بود تو هر لوگویی می خواست یه پیچ و برگ ختائی باشه!!
خوبه اب میخوری اگه از گلاب بدت نمیاد یه چند قطره تو بطریت بریز خاصیت آراوم کننده خوبی داره.
پاسخ:
ختایی؟!
مگه فرشه؟!

ولی خب استادایی که اینجوری کد دارن خوبه، میشه سه سوت طرح مورد علاقه شونو بزنی بیس شی! من بعضی وختا میکردم از این کارا.
:))

من آرومم! دیگه بیشتر از این آروم شم کارام رو زمین میمونه!
:))))

مرسی از راهنماییت
دقیقا همون حسی که می ری تو یه کفش فروشی ؛ لباس فروشی و در مورد بعضی کار ها ؛با خودت می گی کی اینا رو می خره اخه !!
پاسخ:
وایییییییییییییی آره!!!
دقیقن!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">