در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

خب حالا میخام واسه دومین یا سومین یا یه چیزی همین حدود بار، درباره ی یه فیلمی به شما مختصر اطلاعاتی بدم. کلن من خیلی اهل ادوایس های فرهنگی نیستم. کلن اهل ادوایس نیستم. بیشتر اهل انذارم. ولی در نهایت نظرم اینه که صلاح مملکت خویش خسروان دادند.

سریالی که تو پست قبلی نوشتم، اسمش تحت درمان، یا IN TREATMEN عه. یه سریال روانشناسی طوره. ینی لوکیشن اصلی مطب یه آقای روانشناس 50 ساله به اسم پاوله. فک کنم 5 تا مراجع داره، که به ترتیب لورا، الکس، سوفی و یه زوج که اسم زنه یادم نیس با شوهرش جِیک. و اینجوریه که هر اپیزود درباره ی یکی از ایناس. الان من 20 تا اپیزود دیدم،

چیزی که میتونم بهتون بگم اینه که باید حوصله ی دیالوگ شنیدن داشته باشین. چون رسمن فیلم هیچ اکشنی نداره. دونفر نشستن جلوی هم و یکیشون حرف میزنه و یکی گوش میکنه و سوالای کوتاه میپرسه. البته ممکنه از یه جایی به بعد این پیچوندنای مکرر روانشناس طوریه پاول بره رو اعصاب، ولی خوبه.

بخام بگم کیس هایی که انتخاب کردن، فعلن و تا اینجایی که من دیدم، جالبه. مثلن من از الکس خوشم اومد. الکس یه خلبان ارتشه. سیاهپوست و مثلن 30 و اندی ساله. فلسفه های فوق العاده جالبی داره در توضیح و یا توجیه خودش. میتونم بگم درکش کردم تو خیلی از قسمتا. و شاید چون تنها مراجعیه که تا جلسه ی چهارم هنوز اشکی از چشماش نیومده.

 از لورا از لحظه ی اولی که دیدمش هیچ خوشم نیومد. و البته باید به خودم تبریک بگم که انقد پیشرفت کردم و در صحنه ی اولی که خودشو تو کاناپه ی دکتر مچاله کرد، از نحوه ی مچاله شدنش دقیقن این سیگنالو دریافت کردم که شی ایز فلرتینگ ویت هیم. ینی که داره دلبری میکنه! لورا دکتره (دقیقن نمیدونم، تو بیمارستان کار میکنه ولی)و 29 ساله.

بعدش اون زن و شوهره خوبن، به مرور که جلساتشون پیش میره یه ری اکشنا و پرفورمنسایی از خودشون نشون میدن که جذابه واقعن!

ولی از همه بیشتر سوفی رو دوس داشتم. سوفی یه نوجون ژیمناست 16 ساله اس. و فوق العاده کیوت و باهوشه. خیلی خوبه. درکش میکنم.

در کنار همه ی اینا، از یه جایی وارد زندگی شخصی پاول میشیم. مشکلاتی که با همسر و پسر کوچیکش داره، و فشارایی که توی کار بهش وارد میشه، دفتر کار پاول تو خونه اس، بعد در انتهای هفته ی اول، پاول برای مشورت و یا همون درد و دل میره سراغ همکار و دوست قدیمیش، جینا. لحن حرف زدن جینا برام جالب و یه جورایی آشناس(یه خانوم روانشناسو میشناختم دقیقن همین جوری حرف میزد) نمیدونم بی احساسیه یا صبوری، نمیدونم دقیقن اسمشو چی بذارم، یه جور سردیه خاصی  تو لحن جیناس. ولی جلساتشون، بحثاشون، اونجوری که پاولو زیرو رو میکنه جالبه.

نمیخام اصن بگم خیلیییییییی جدابه. اتفاقن به نظرم سریاله خاصیه. تقریبن فاقد جذابیتای معمول سریالا مث فیلم برداریای سینمایی یا افکتا و جلوه های ویژه خاص، غافلگیری های مکرر، تیپ و قیافه های جذاب، پسرای سیکس پک دار و دخترای زیبا، مرده و زنده شدن، باز موندن در آدر ساید و هجوم زامبیا و جادوگر و خون آشام و این چیزا، هیچ کدوم از اینا رو نداره. کاملن واقعیه.

 من خودم قبلنا لاستو دیدم، خب حوصله شو نداشتم. ینی تا اونجایی که دریچه رو پیدا کردن دیدم، بعدش خیلی بیش از حد تخیلی بود به نظرم نتونستم ادامه بدم. نیکیتا رو دیدم. بد نبود، ولی بعد از اینکه دی وی دیای رایت شدش تموم شد، حوصلم نیومد برم دانلود کنم. بیگ بنگ تئوری رو جسته گریخته میبینم. ومپایر دایریزو میبینم. ولی ممکنه همه ی اینا از نظر بقیه بل شت باشه.

مثلن عالم و آدم، حالا نصف به علاوه ی یکه عالم و آدم، میگن فرندز! من یدونه اپیزودشم نتونستم تا ته ببینم. با اینکه خیلی طرفدار داره.

یا گیم آف ترونز. گریز آناتومی. اینا سریالای خیلی پرطرفدارین. ولی من ندیدمشون، هنوز.

اما دقیقن بعد از اینکه اسم این سریال و توضیح خیلی مختصرشو تو وب گیس طلا دیدم اومدم دانلودش کردم و دوسش داشتم.

سریال مال سال 2008 عه و اصن نمیدونم الان بعد از سیزن 3 ادامه پیدا کرده یا نه(الان دیدم که ادامه پیدا نکرده. 2008-2011) ولی من خوشم اومد ازش. شاید چون همیشه بودن در جایگاه کسی مث پاول برام خیلی جذاب بوده، و در عین حال نشستن روی یه صندلی به عنوان لورا، الکس، جیک و یا سوفی خیلی سخت. غیر ممکن حتا.

چون من آدمه خیلی خیلی خیلی خصوصییم. حرف زدن درباره ی احساسم مشکلاتم اینکه چی فک میکنم و چی حس میکنم خیلی سخته برام. خیلی. ینی واقعن غیر ممکنه.

بعدشم اینکه از لحاظ پرنت گاید و اینا! به نظر من مشکلی نداره، نداشته تا اینجا. ینی خیلی صحنه ی خاصی نداره، ولی توصیفات خیلی خاصی داره. ینی تصویری شما چیزی نمیبینی ولی تئوری، میشنوی. مطب روانشناس دیگه. مردم میان خصوصی ترین مسائل و احساساتشونو مطرح میکنن.

نظرات  (۲)

ببین! خیلی دوستانه ازت میخوام پیش از خوندن نیمه ی دوم متنت بهم بگی داری اسپویل میکنی یا چی؟! چون واقن جذبم کرد برم بشینم ببینمش سو تِل می د تروث!
پاسخ:
نه نه
اسپویل نکردم، با اینکه واقعن دلم میخاس مثلن جریان الکسو بگم. ولی نگفتم.
فقط در حد یه معرفی کوتاه. اسم و شغل و سن مراجعه کننده ها.
همین. کیپ کام اند کانتینیو ریدینگ
آی فیل ایت کن بی پرامیسینگ افتر آل د یِرز آو نات واچینگ سِریز (آف کُرس افتر فرندز!) 
پاسخ:
ایتز آوسم آی تینک. آی ویش یود لاو ایت، کاز آی دید

:)