در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

در گلوی من ابر کوچکیست...

انگشتان تازه میخاهم تا جور دیگر بنویسم...

آواز بلندی تو و کس نشنودَت باز
بیرونی از این پرده تنگ شنوایی

فردا تولد داداشمه

چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۱۰:۵۳ ب.ظ

ینی حالت تهوع منو کشته. هیچم گلاب به روتون نباشه. چون بوی گلابم میکز می وانت تو ومیت. کلن اینکه دلم میخاد همه چیزو بالا بیارم. بیشتر وختم توی توالت میگذره. حالا نه اینکه من چیزی بخورما. انقد متهوعم که فقط یه آبنبات زنجبیلی تونستم تو دهنم نگه دارم. با این حال ولی حسم اینجوریه که باید همه چیزو بالا بیارم. همه چیز و همه کس و همه جا رو.

چون میدونی همیناس که باعث شده من متهوع باشم. وگرنه من مریم مقدسی چیزی نیستم که، اگه دارید به این احتمالات فک میکنید. اگرم به اون یکی احتمالات فک میکنید بازم باید بگم نه. چون میدونی همیشه فک میکنن هرکی بالا میاره حاملس. ینی رسانه اینجوری کرده تو مخ مردم. مثلن هیچکس الان احتمال نمیده من سرطان روده ای چیزی داشته باشم. در حالی که یکی از علائمش همین متهوع بودنه. حالا مهمم نی. ینی سرطانم داشته باشم به شما ربطی نداره. مریم مقدسم باشم نیز. مریم نامقدسم باشم همینطور.

چیزی که به شما ربط داره اینه که سعی کنید آدم باشید. نرینید توی زندگی مردم. توی اعصاب و روان هم. که البته چیزه سختیه، میدونم. اکثرن ترجیح میدین به سرطان و دعا کردن برای شفای من و یا بک بایت درباره ی مقدس یا بدکاره بودن من ربط داشته باشید، تا اینکه به اصلاح خودتون و رفتارتون و افکار و عقاید و اکتی که توی زندگی دارید و تاثیرش توی زندگی بقیه بپردازید.

چون شما دوست من، بذارید واقعیتی رو بهتون بگم، تا وختی عضو چنل های خبری و دری وری و حتا ادبیات و روانشناسی و آشپزی در تلگرام و این مزخرفات هستید، بهبودی در رشد شخصیتی تان حاصل نخواهد شد. چرا که ارتباط یک سویه، ینی مستعمره ی عقاید و تفکر دیگران بودن. ینی مصرف کننده ی صرف.

ینی که من معده ام را با چیتوز پر میکنم، شما مغزتان را با یک مشت مزخرف، من جانک فود میخورم، شما جانک اینفورمیشن، در نهایت باز هم من برنده ام، چون من توی توالت بالا میارم و شما گند میزنید به زندگی خودتون و بقیه و همه ی دنیا.

نظرات  (۹)

بنده یکسال تمام کولیت روده داشتم یعنی هرچی میخوردم از بالا وپایین دفع می شد تو خوابگاه کنار تختم یه ظرف گذاشته بودم چون تو خواب یهو از تهوع بیدار می شدم و بالا میاوردم. بنابرین تخصص دارم:))) اگه از ناراحتی اینجور شدی یا گرسنگی زیاد اگه داری دو قاشق عرق نعنا بخور یا نعنای خشک مثل چایی با یذره نبات دم کن بخور 
پاسخ:
ببین من بطری عرق نعنا رو میگیرم میرم بالا! عرق نعنای رسمیا!
چایی بانبات. آب ولرم با نبات. آب جوش با نبات. آب جوش و لیمو با نبات. آبجوش و عرق نعنا و لیمو ترش با نبات. عرق نعنا با نبات. نعنای دم کرده با نبات و نبات گوشه ی لپ!
هر جوری بگی تست کردم.
استیل دازنت ورک


پس دیگه یاباید بری امپول بزنی یا قرص دیمن هیدرانات یا دیگه اخرش  یه کلردیاز پوکساید بخوری که اعصابتو یکم شل کنی


بهرحال امیدوارم زود زود خوب بشی
پاسخ:
ممنونم وروشکا!

:)
تو واقن اینقد متهوعی (لیتِرلی!) یا داری خودتو لوس میکنی؟! :))
پاسخ:
واقعن همین قد متهوعم
من خیلی مریضم جک. روحی و جسمی
دیسپایت آل د شِت اوت آو یور هند، ترای نات تو بی سیک ما گود گِرل
پاسخ:
ترایم نمیاد
بیشتر گیو آپم میاد
:))
تولدش مباااااارکککککککک :-)

انشالله همیشه کنار هم باشین.
پاسخ:
مچکرم

:)
ای بابا ای بابا............یه لیستی از این آدما رو بده برم بکشمشون بلکه حالت بهتر شد......اینا که درست بشو نیستن...فقط باید کشت!

اچ بی دی....
پاسخ:
میدونی؟ به جای لیست، بذا یه اسم بهت بگم فقط

خودم!

تادا! پرابلم سلو!

:))

+ممنونم!
نه! نمیدونم چرا ماها انقدر خودمون رو مقصر میدونیم......چرا انقد دوست داریم مسولیت همه چی رو بر عهده بگیریم؟ حال روحیت خوب نیس خب دلیلش تو نیستی.........البته منم مثل تو! هرجای زندگیم مشکلی پیش بیاد خودمو مقصر میدونم ولی در حقیقت این طرز فکر اشتباهه.........ما رو اینجوری بار آوردن تا خودشون راحت باشن....تو زیادی منطقی فکر میکنی....ماها  رفتیم توی قالب شخصیت کتابها و فیلم ها! در مواجهه با همه چی خیلی داریم منطقی برخورد میکنیم و این اشتباهه......به سی نرسیدیم ولی انقدر منطقی و شسته رفته فکر میکنیم که پسر شدیم رفت......
یه مقدار هم باید به فکر خودمون باشیم و خودمون رو تحسین کنیم....بدونیم که اگه حالم خوب نیس مسببش من نیستم.....
پاسخ:
نه اتفاقن من خودمو مقصر نمیدونم، ولی از اینکه واسه بهتر شدن چیزی که بد شده و من مسبب بد شدنش نبودم بخام تلاش کنم، خسته ام.
حقیقتش دلم میخاد تموم شه همه چی.
:(

میفهمم چی میگی....ینی دقیقا توی همچین موقعیتی هستم! یه چیزایی خراب بوده و الان رسیده دست من! یا اینکه خرابش کردن و انداختن تو زمین من....منم هی تلاش میکنم درست بشه ولی نمیشه...هی نمیشه هی نمیشه......
تنها چیزی که به ذهنم میاد اینه که بیخیال همه چی بشیم.........ولی مسببش نیستم پس مسولیتی ندارم...شاید خودخواهانه س ولی یه جایی آدم دیگه خودش تموم میشه این وسط و این نباید اتفاق بیفته.

پاسخ:
ولکام تو د کلاب دن، بِرو!
:)
اِ...چه جالب تولد منم همون روز بود! :/
همزاده منه علی :))
تولد همزادم مبارک.
پاسخ:
:)
تولدت مبارک
+ تولد علی نبود، تولد اونیکی داداشم بود. بزرگه. علی کوچیکس
:)